کتاب الگوهای طراحی به بیان ساده(design patterns/دیزاین پترن)

در مهندسی نرم افزار، design patterns(الگوهای طراحی) راه حل‌های قابل استفاده برای مشکلاتی هستند که معمولاً در طراحی نرم‌افزار اتفاق می افتند.

طرح های از پیش ساخته شده‌ای که می‌توانید برای حل مشکلات آن‌ها را سفارشی کنید. شما نمی‌توانید یک الگو را با جستجو در stackoverflow پیدا و در برنامه خود کپی کنید. الگو ها یک قطعه کد خاص نیستند، مفاهیم کلی برای حل مشکلات خاص هستند. شما باید با درک این مفاهیم آن‌ها را در برنامه خود پیاده‌سازی کنید.



دست نوشته ها

دانشگاه یا موز!

(مطلب ثابت)

چرا به وب فریمورک های golang نیازی نیست؟

golang-web-freamework
زمانی که golang رو شروع کردم بلافاصله مشغول تحقیق و بررسی وب فریمورک هاش بودم. من قبلا مطلبی در مورد استفاده از فریمورک نوشتم و هنوز هم بر این عقیدم که مزیت های استفاده از فریمورک نسبت به عیب هایی که داره بیشتره. نکته جالب این بود که اغلب مخالف استفاده از فریمورک در go بودن و خب معمولا به جمله ی نیازی بهشون نداری بسنده میکردن.

برای تجربه بیشتر سراغ سه فریمورک gin، echo و روم به دیوار iris رفتم! یه نکته ی خیلی مهم وجود داشت. به نظرم این فریمورک ها به اندازه کافی کامل نیستن و هنگام توسعه زیاد اتفاق میوفته از پکیج های خارجی استفاده کنید. حقیقتا برای validator، router، middleware و error handling که میتونی پکیج هاشُ خودت توی پروژه ات به سادگی اضافه و استفاده کنی، نیازی به فریمورک نداری. در نتیجه تقریبا مزیتی نخواهد موند که از عیب هاش بیشتر باشه. اما پیشنهاد میکنم فریمورک هاشُ برای تجربه هم که شده امتحان کنید.

چپ دست ها آدمای خاصی هستن یا چی؟

left hand


به مناسبت روز جهانی چپ دست ها البته با کمی تاخیر! باید بگم به عنوان یک چپ دست فکر نکم! نکته ی قابل توجه اینکه از پیام های داخل شبکه های اجتماعی متوجه شدم 10 درصد جامعه چپ دست نیستن و برعکس، راست دست ها در اقلیت به سر میبرن!

خب بیایین واقع بین باشیم، اگر 10 تا از رهبران بزرگ جهان رو تحت عنوان چپ دست های ماندگار تاریخ لیست کردن نماد خاص بودن نیست چون بقیه شون راست دست بودن! در کل فکر نمیکنم این تمایل استفاده از دست چپ به جز تفاوت که ممکنه در دوران رشد جنین اتفاق بیوفته چیز دیگه ای برامون داشته باشه.

و البته دردسر! موردی که کمتر بهش اشاره شده. توجه داشته باشین که بسیاری از ابزارها برای افراد راست دست طراحی شده. مثلا خود من با دکمه ی روشن و خاموش ماشین ریش تراشم مشکل دارم و باید از دست راستم برای استفاده اش کمک بگیرم.

البته متخصصین همیشه به فکر ما بودن و ابزار هایی مناسب حال ما تولید کردن ولی خب ما نتونستیم جایی پیداشون کنیم. من نوعی توی دانشگاه هیچ وقت موفق نشدم صندلی چپ دست پیدا کنم :|

یادمه این موضوع چپ دست بودن رو به نیم کره های مغز هم ربط میدادن که توجه تون رو به این نقل قول جلب میکنم:

در مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۳، تصاویر سه‌بعدی مغز هزار نفر مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از اسکنر MRI، میزان فعالیت هردو نیمکره اندازه‌گیری شد. نتایج نشان می‌داد که هر انسان، از هردو نیمکره مغزی خود بهره می‌برد و بخشی بر دیگری غالب نیست.

 البته توجه داشته باشین ما در طول زندگی و فعالیتی که داریم به طور خواسته یا ناخواسته یکی از نیم کره های مغزمون رو قوی و اون یکی رو ضعیف میکنیم.

در انتها این روزُ به همه ی چپول ها تبریک میگم و آرزو میکنم با موفقیت هایی که تو زندگی به دست میارین خاص بشین نه این تفاوت.

این جماعت توسعه دهنده ی خرده گیر

به این نتیجه رسیدم توی برنامه نویسی دست رو هر چیزی بذاری(تکنولوژی، فریمورک و...) بازم پیدا میشن که بیان و یه عیبی روش بذارن :)

آیا واقعا جای عیب و ایراد گرفتن وجود داره؟ بله. حتما اینطور هست و اتفاقا کار آسونیه :)

مزایا و معایب توی حرفه ما همیشه کنار هم بودن و تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی از چه چیزی استفاده کنه به جمله ی "بستگی دارد به..." یا در کل "بستگی دارد ها" گره خورده.

موضوع دقیقا اینجا مشخص میشه. ممکن هست انتخاب یک شخص برای من نوعی و یا شخص دیگه ای سم باشه!

عمدتا 4 دلیل اصلی برای این موضوع وجود داره.

اول. بزرگ جلوه دادن خودشون!

طرف مقابل با ایراد گرفتن و گاها مسخره کردن به دنبال بزرگ جلوه دادن خودشه. مثل سیگار که نوجوون ها با گذاشتنش گوشه ی لب حس بزرگی بهشون دست میده. توی برنامه نویسی هم همینطوره. مثلا میتونی بگی فلان زبان برنامه نویسی آشغاله تا بگن wow چه برنامه نویس خفنی و از این جور حرف ها. جالب اینجاست که اغلب نظراتشون پشتوانه و دلیل و مدرک نداره. اصلا دنبال اون موضوعی که در موردش ایراد میگیرن نرفتن و بیشتر حرف های دیگرانُ تکرار میکنن.

دوم. سلیقه...

شاید بتونم با مورد اولی ها کنار بیام اما دومی نه. اینکه سلیقه ی خودت رو درست بدونی و بقیه رو غلط فاجعه است... یادمه یه مطلب در مورد استاندارد کدنویسی داخل یه فریمورک رو مطالعه میکردم که اولش به این جمله برخوردم:

هیچ قانون سختگیرانه ای برای شما وجود نداره...

همین برای من کافی بود تا تمام اون مقاله رو چند بار مطالعه کنم! درسته. قانونی وجود نداره. اگر با رعایت استاندارد از روش دیگه ای مساله رو حل کردن. متفاوت با اون چیزی که توی ذهن شما میچرخه اشتباه نیست فقط متفاوته و شاید هم درست تر باشه البته.

سوم. جبهه گرفتن.

گاها شخص با دیدن اینکه فرد یا افرادی مسیر دیگه ای رو برای خودشون انتخاب کردن. مسیری که نه به سلیقه و نه مورد علاقه شون بوده خودشون رو میبازن. به یکباره سمبلی شدین که باعث ناراحتیشون میشید و آینه ای جلوی روشون که ممکنه عیب هاشون رو به وسیله ی شما ببینن. سخت ترین راه تحقیق و بررسی و در صورت لزوم تغییر هست و راحت ترین را کوبیدن شما...

چهارم. اطلاعات کهنه.

یادمه با دو نفر در مورد اینکه فلان چیز به درد نمیخوره بحث میکردم. بحث که نبود، ازشون دلیل و سند معتبر میخواستم تا ادعاهاشون رو قبول کنم. اولی که معلوم شد اصلا در جای مناسبی موضوع رو مقایسه نمیکنه و دومی اطلاعاتی که میداد برای حدود 6 سال پیش بود!

 

نتیجه اینکه همیشه ایراد هست و اتفاقا خوبه که باشه  اما دو چیز مهمه. ایراد گیرنده از نظر فنی و اخلاقی انسان بزرگی باشه و اینکه صحبت هاش همراه با پشتوانه معتبری ارائه بشه. این پشتوانه میتونه شامل سند، دلیل و مدرک و نهایتا تجربه باشه.

اما اگر به اون 4 دسته از توسعه دهندگان بالا برخوردین هدفونتون رو بذارید گوشتون و با هر چیزی که خوشحالتون میکنه کار کنید. از افرادی که این مسائل ساده رو درک نمیکنن نمیشه توقع ساکت شدن داشت.

تم روشن یا تیره؟ کدام برای چشم مفیدتر هست؟

شاید صرفا مربوط به فضای برنامه نویسی نباشه، در کل به دنبال این بودم که یک صفحه ی روشن با نوشته های تیره برای چشم مفیدتر هست یا نوشته های روشن با صفحه ای تیره؟ در ابتدا فرض رو بر این میگیریم که نور به اندازه کافی در اتاق وجود داره. از دهه 1980 تا الان مطالعات زیادی در این مورد انجام شده و هنوز هم به پایان نرسیده! یکی از اونها که مربوط به همون دهه اول هست میگه مطالعات به ما نشان دادند که متون تیره در یک صفحه/پس زمینه روشن بهتر از حالت دوم یعنی نوشته های روشن با صفحه ی تیره است. به عنوان مثال اونها متوجه شدن که شرکت کننده ها در این آزمایش 26 درصد دقیقتر متون رو مطالعه میکنن اگر نوشته ها تیره و صفحه روشن باشه.

علت این موضوع تمرکز بیشتر هست. در این مقاله اومده: رنگ سفید تقریبا به یک اندازه باعث تحریک هر سه گیرنده حساس به رنگ در چشم انسان میشه. در نتیجه با سفت شدن عنبیه، مردمک متمرکز تر خواهد شد. حالا با یک مردمک متمرکز و کوچک شده نوشته های تیره در صفحه ی روشن به راحتی قابل خواندن خواهند بود. هنگام استفاده از یک زمینه تیره باعث خواهید شد تا مردمک بزرگتر شه تا نور بیشتری دریافت کنه اما ممکنه نوشته ها رو تار ببینید. چرا؟!

افراد مبتلا به آستیگماتیسم، که تقریبا 50 درصد از کل جمعیت کره زمین رو شامل میشن. برای خواندن یک متن روشن در محیط تیره مشکل دارن. به علاوه عوامل دیگه ای هم روی دقت و خوانایی شما تاثیر میذاره مثل نور محیط، نور نمایشگر و... .

چرا از framework استفاده میکنم؟

جدا از زبان برنامه نویسی تفکر عدم استفاده از فریمورک موضوعی هست نه چندان صحیح که گاهی ناخواسته توی بحثش با دیگران به تله میوفتم.
صاحبان این طرز فکر معتقد هستن استفاده از فریمورک باعث میشه توسعه دهنده زیر و بم زبان برنامه نویسی رو خوب یاد نگیره. موافق این هستم که برنامه نویس باید مباحث پایه و جزئیات رو بدونه اما نه اینکه از یک فریمورک استفاده نکنه بلکه جدای از اون به دنبال جزئیات بره. اگر از اوپن سورس استفاده میکنه چه بهتر! چون همون سورس فریمورک در این مورد بهش کمک خواهد کرد. از طرفی سرعت و سهولت انجام کار که فریمورک به توسعه دهنده میبخشه رو به بهای آشنایی با جزيیات یا زیر و بم نباید از دست داد!

موضوع بعدی کار کوچک و کار بزرگ هست و به نظرم درسته که برای انجام یک کار کوچک نباید از یک فریمورک بزرگ استفاده کرد. این موضوع اصلا ربطی به استفاده یا عدم استفاده از فریمورک نداره. 

دلیل بعدی استفاده از ابزار ها و پکیج های مورد علاقه است. تا حدودی میشه فریمورک رو کاستوم کرد.

یه پله بالاتر،‌ دلیل قانع کننده تری دارن. پرفورمنس! درست میگن. استفاده از فریمورک باعث کاهش پرفورمنس پروژه میشه اما افزایش پرفورمنس توسعه دهنده! یک فریمورک با داشتن جامعه ی بزرگی از استفاده کننده هاش و در نظر گرفتن نیاز های اونها توسعه داده میشه. ممکنه تمام امکانات موجودش به درد شما نخوره و براتون دست و پا گیر بشه. بیایید در درجه اول قبول کنیم به احتمال خیلی کم پرفورمنس به این میزان برای شما اهمیت خواهد داشت و در حد کاستوم کردن فریمورک نیاز شما رو مرتفع میکنه. در درجه دوم به این فکر کنید اگر قرار باشه خودتون از کتابخانه های مورد نیازی که جمع آوری کردین استفاده کنید در آخر یه چیزی مثل فریمورک دست و پا کردین منتها شخصی! سوال اینجاست

- آیا از نظر فنی اینقدر کامل و بی عیب و نقص هستین که در این کار اشتباه نکرده باشید؟

- امنیت چطور؟ آیا امنیت رو به خوبی تضمین میکنید؟

- مستندات کاملی برای اون نوشتین و امکان این وجود داره که نفر جدیدی بدون درد و خونریزی وارد تیم بشه؟

- و سوال اخر، آیا مطمئن هستید به پرفورمنسی که دنبالش بودین رسیدین و بهتر از پرفورمنس سایر فریمورک هاست؟!

آخرین مطالب وبلاگ

الگوی طراحی مخزن در لاراول(Repository Design Pattern)

حتما چنین کدی رو قبلا دیدین:

    public function index() : JsonResponse
    {
        $cars = Car::with('facilities', 'type', 'color', 'rentalDetail')->all();
        return response()->json($cars, 200);
    }

هوم... . مورد بدی توش دیده نمیشه. یک سرویس ساده که لیست خودرو ها رو میده. اما منطق/logic توی کنترلر نوشته شده. هر چند به عقیده من آوردن منطق در کنترلر برای app های کوچک مشکلی به وجود نمیاره اما با رشد نرم افزار بیشتر و بیشتر نیاز به یک ساختار منسجم و متمرکز رو حس میکنید.

به عنوان یک روش جایگزین و بهتر میشه از الگوی طراحی مخزن یا بهتر هست بگیم Repository Design Pattern استفاده کرد. مثل همیشه ساده بگم، در این روش مسئولیت ارتباط و استخراج داده ها رو از روی دوش مدل برمیداریم و اون رو در کلاس های Repository پیاده میکنیم، داخل کنترلر هم فقط متد هاشون رو صدا میزنیم.

    public function index() : JsonResponse
    {
        $cars = $this->carRepository->get();
        return response()->json($cars, 200);
    }

این روش مزیت های زیادی داره از جمله:

- ایجاد ساختاری منسجم و متمرکز
- حذف کد های تکراری
- توسعه و نگهداری آسانتر
- کاهش خطا و خطایابی سریعتر
- از بین بردن وابستگی های بین مدل و کنترلر
- کد تمیز و واضحتر

خب به نظرم توضیحات تا همین اندازه کافی هست و بهتره بریم سراغ یک نمونه ساده از پیاده سازی این روش تا مزایایی که بهمون میده رو بیشتر درک کنید.

ادامه...

کیو انتخاب کنم کدومو جواب کنم؟

گاهی موقع انتخاب زبان برنامه نویسی، ابزار و... بین دوراهی سختی قرار میگیریم. حالا بزرگترین اشتباهی که میشه مرتکب شد مشورت گرفتن در مرحله اوله. چون اغلب، متخصصین همواره وزنه سنگینی به نام تعصب رو به دوش میکشن. نتیجه این میشه که مسیر خودشون رو بهتون پیشنهاد میدن. اونا به شرایط، علاقمندی ها و اتفاقی که قراره برای شما در آینده بیوفته اهمیتی نخواهند داد!

در درجه اول اگر به موردی علاقه دارین امتیاز ویژه ای براش در نظر بگیرید چون خیلی توی موفقیت شما موثر خواهد بود.

میرسیم به بازار کار. دغدغه مهمیه. بازار خودتون رو انتخاب کنید. نیازمندی های داخل کشور با خارج از اون کمی متفاوته. فرض رو بر داخل میگیریم. آگهی های استخدام داخل رو با توجه به علاقه و شرایطی که دارین بررسی کنید.
مثلا اگر محل زندگی شما جوری هست که مجبور به دورکاری هستید، آگهی های استخدام دورکاری رو چک کنید. نیازمندی هاشون، حقوق و دستمزد و... به انتخاب شما کمک میکنه.
فرض کنید بین یادگیری Angular و React گیر کردیم. الان که مشغول نوشتن این مطلب هستم توی یکی از سایت های کاریابی Angular صد و ده تا و React دویست و پنجاه آگهی استخدام داره.
توی مرحله بعد میریم سراغ میزان حقوق دستمزد هر کدومشون و...
همین سرچ کوچیک نشون میده امروز React Developer شانس بیشتری برای استخدام داره.
این کارو توی بازه ها و سایت های مختلف باید انجام داد(هفتگی یا ماهانه). چون گرفتن آمار در یک روز و یک منبع ممکنه شما رو به اشتباه بندازه.
حالا بعد از کلی سبک و سنگین کردن میتونید مشورت بگیرید. اینجا دیگه متوجه تعصب طرف مقابلتون خواهید شد.

دیتا تایپ مناسب برای فیلد status در پایگاه داده

گاهی داخل app نیاز به یک فیلد با مقادیر مشخصی داریم. مثل status در جدول payments که میتونه paid یا unpaid باشه. از اونجایی که در پروژه های مختلف این فیلد رو به روش های متفاوتی پیاده میکردن تصمیم گرفتم در موردش کمی بنویسم. به طور کلی سه دیتا تایپ برای این قبیل فیلد ها انتخاب میشن که در موردشون توضیح میدم.

- string/varchar: ساده ترین رویکرد انتخاب دیتا تایپ string هست. وضوح خوبی هم داره. چون هنگام توسعه با یک نگاه به سطر مورد نظرتون متوجه وضعیتش میشید. حتی میتونید توی فرانت دقیقا این رشته رو چاپ کنید(ولی نه توی app های چند زبانه). اما بسته به طول رشته طبیعتا فضایی برای ذخیره سازی در نظر گرفته میشه. هر چند موضوع فضا خیلی وقته به حاشیه رفته و کمتر کسی نگران پر شدن هارد سرورشه، اما اگر سطرهای زیادی داشته باشید هنگام پیمایش اطلاعات، کندی رو حس خواهید کرد. مورد بعدی تغییرات هست. فرض کنید پس از مدتی متوجه غلط املایی در یکی از آیتم ها میشید، تمام سطر ها باید update بشن.

- enum: چیزی که ازش به شدت متنفرم! من دوست ندارم منطق و فرآیند برنامه رو توی دیتابیس ببرم. چرا که مثلا هنگام تغییرات و یا کم و زیاد شدن آیتم ها مجبورم جدول رو هم بروز کنم.

- tinyint: یک رویکرد مناسب برای بهبود سرعت query ها و ملایم در هنگام تغییرات یا افزودن گزینه های بیشتر. نیازی نیست به طور مستقیم با اعداد کار کنید، میتویند از جدول میانی یا ثابت ها بهره برد. من به طور پیشفرض از ثابت ها برای آیتم های کم و جدول در مواقعی که گزینه های زیادی یاا اطلاعات اضافی مثل توضیحات و... داریم استفاده میکنم.

انتخاب هر یک از این روش ها بستگی به شرایط و app شما داره. میتونید string رو برای پروژه های کوچک و اطلاعات کم استفاده کنید. enum توی پروژه هایی که به شما ارث رسیده(یک پروژه قدیمی که مشغول توسعه نسخه جدیدش هستید) و فرآیند ها و منطق برنامه از قبل مشخص هست هزینه تغییرات پایینی داره. tinyint هم زمانی که در یک پروژه بزرگ یا مواقعی که تغییرات زیادی هنگام توسعه اتفاق میوفته کارآمد هست.

استقرار وب اپلیکیشن golang با استفاده از docker-compose

برای deploy روش های زیادی وجود داره که اغلب وارد پیچیدگی هایی میشن. من تصمیم دارم کوتاه و ساده در موردش بنویسم و از تنظیمات جانبی اون صرف نظر میکنم.

در مرحله اول به یک http server نیاز داریم. من خودم مخالف استفاده از فریمورک های golang هستم ولی الان دم دسته و مثال رو با gin انجام میدم. شما هر طور خواستین بنویسید.

package main

import (
	"github.com/gin-gonic/gin"
	"net/http"
)

func main()  {
	router := gin.Default()
	router.GET("/", func(context *gin.Context) {
		context.JSON(http.StatusOK, gin.H{
			"status": "OK",
		})
	})

	router.Run(":8080")
}

به Dockerfile نیاز داریم. پیشفرض به پورت 8080 گوش میده و app رو اجرا میکنه(پورت http server هم روی 8080 ست شده).

FROM golang:1.13
ENV APP_NAME app
ENV PORT 8080
WORKDIR /go/src/app

CMD ./${APP_NAME}
EXPOSE ${PORT}
ادامه...

جستجو با استفاده از عبارت باقاعده(regex) در elasticsearch

توی مطلب قبلی جستجو با استفاده از wildcard query رو توضیح دادم. الگو های wildcard ساده بودن اما کار راه انداز. برای تعریف الگوهای کامل و البته پیچیده تر میشه از عبارات باقاعده یا regex هم استفاده کرد. در این صفحه میتونید ببینید داخل الستیک چه عملگر هایی از regex پشتیبانی میشه.

مثال زیر اسنادی رو که فیلد user شون با k شروع و با y تموم بشه رو match میکنه.

GET /_search
{
    "query": {
        "regexp": {
            "user": {
                "value": "k.*y"
            }
        }
    }
}

تعریف و جستجو بر اساس الگو با استفاده از wildcard query در elasticsearch

با استفاده از wildcard query میتونید الگو های ساده ای برای matching تعریف کنید. wildcard از دو عملگر پشتیبانی میکنه.

? : یک کاراکتر تکی رو match میکنه.

* : صفر یا بیشتر. هر تعداد کاراکترُ match میکنه.

مثال زیر اسنادی رو پیدا میکنه که نویسنده هاشون با حرف t شروع شده باشن.

GET /_search
{
    "query": {
        "wildcard": {
            "authors": {
                "value": "t*"
            }
        }
    }
}