Email: me.dev@developit.ir

دانشگاه یا موز!

در ادامه مطلب " نقدی در مورد برخی اساتید " ...

اگر هم سن و سال من باشید، به احتمال زیاد پدر و مادر هاتون در مورد تجربه خوردن موز در دوران کودکی و اینکه هر کسی موز نمیخورد برای شما خاطراتی تعریف کردن. حقیقتش زمان اونها موز میوه گرون قیمتی بود و فقط خانواده هایی با سطح درآمد بالا موز میخوردن :)) در نتیجه این میوه رو بیشتر در میهمانی های اعیان و اشراف میشد دید. مثلا بابای من میگفت اولین بار توی مدرسه شیر و موز بهمون دادن.
اما با گذشت زمان و اینکه موز الان جزو میوه های ارزون حساب میشه باز در میمهانی های رسمی، عروسی ها و... وجود داره. به این دلیل که ارزش موز تغییر کرده اما طرز فکر مردم نه.
دانشگاه هم مثل موز میمونه! یه زمان قبولی دانشگاه بسیار سخت بود، توی این رقابت سنگین برای ادامه تحصیل افراد کم و شاخصی موفق میشدن از سد کنکور بگذرن. کسی که حتی مدرک کاردانی میگرفت جایگاه خاصی بین خانواده، اقوام و دوستانش داشت، کار بهتری بهش میدادن چون مدرک معیار مهمی بود، از همه مهمتر دانشجو، دانشجو بود و استاد، استاد.

دانشگاه ها زیاد شدن...، آزاد، غیر انتفاعی، پیام نور و...، ظرفیت ها/صندلی ها افزایش پیدا کرد، قبولی در دانشگاه آسون شد و حتی شیوه ی پذیرش دانشگاه تغییر کرد مثل پذیرش بدون کنکور. همه ادامه تحصیل دادن. بعضی ها رو که هیچ جایی راهشون نمیدادن شدن استاد! و بچه های مردمُ برای خانه نشینی تعلیم دادن.
ارزش دانشگاه پایین اومده و اوضاع به خصوص توی محیط کار فرق کرده، کسی که باهاتون مصاحبه میکنه اول میپرسه چه کاری بلد هستی انجام بدی؟ چه کارهایی تا حالا انجام دادی؟ مدرک اولویت چهارم/پنجم و یا اصلا اولویت و اهمیتی براشون نداره.

یه بار توی پمپ بنزین یکی از دوستان دوره کارشناسیمُ دیدم که کار میکرد(امیدوارم هیچ وقت این مطلب رو نخونه) اگر ازش میپرسیدم چرا اینجا؟! همه رو مقصر میدونست به جز خودش و دانشگاهش رو.

توی شهر ما، هر ترم چند صد فارغ التحصیل کارشناسی نرم افزار کامپیوتر داره اما از بینشون 4 تا برنامه نویس خوب به زور میتونید پیدا کنید.

نمیخوام بگم دانشگاه بده، داشتن تحصیلات دانشگاهی برای هر کسی مفیده اما میخوام بگم اگر رویکرد شما صرفا دانشگاه محور باشه یا مثل قدیمی ها که میگفتن "برو دانشگاه درس بخون یه کاری یاد بگیر تا یه جای خوبی استخدام بشی"  فکر کنید کلاهتون پس معرکه است.

در دانشگاه لیستی از دروس تدریس میشه که بنا بر تشخیص استاید برای دانشجو لازمه.ممکنه در دنیای واقعی! تعدادی از این دروس برای شما اصلا کاربردی نداشته باشن. به دروس مفید هم اگر خوب پرداخته بشه با توجه به زمان محدود یک ترم میشه گفت تنها مقدمات اون تدریس شده و حالا نوبت خود شماست که در کنار تحصیلات دانشگاهی شروع به کسب تجربه در اون زمینه بکنید.

این مطلب آخرین بار در تاریخ 1396/06/07 - 17:23 ویرایش شده است.
ارسال نظر
5 نظر
رضا شیخله در تاریخ 1396/03/05 - 01:49 نوشته:
مطلب قشنگی نوشتی و کاملا درستهدانشگاه شده کارخونه تولید فارغ التحصیلان بیسواد :)راسیتش عنوان رو که خوندم فکر کردم دانشگاه و موز رو مقایسه کردی با هم که منتظر بودم در نهایت موز برنده بشه ولی برخلاف نظرم دیدم که در نهایت موز و دانشگاه برابرند پس موز بخوریم بهتره :)در ضمن اون فارغ التحصیله نه فارق التحصیلالبته این ریشه اش برمیگرده به معلم فارسی ابتدایی ات و ربطی به دانشگاه نداره :))
پاسخ احسان:

:))))))))))))


lady در تاریخ 1396/02/26 - 22:56 نوشته:
منم در دانشگاه چیز زیادی یاد نگرفتم . کارشناسی نرم افزار خوندم.بنظرم این صحبت شما در مورد رشته ی کامپیوتر خیلی خیلی درسته . در رشته ی کامپیوتر دانشجو باییید خودش تلاش کنه و مهارتهاشو بالا ببره . چون فرصت و زمینه ی برنامه نویس شدن در دانشگاه مهیا نیست .خوندن کتابها بصورت تئوری تا حدودی کمک میکنه که دید برنامه نویسی بالاتر بره .رشته های دیگه مثل مدیریت ، تربیت بدنی ، معماری و ... نیازی به این ندارن که خارج از دانشگاه به کسب مهارت و مطالعه آکادمیک بپردازن . اما رشته ی ما اینطور نیست ..حتی برای استخدام دولتی و غیر دولتی ، کاری به اینکه تا چه مقطعی تحصیل کردی ( لیسانس یا فوق لیسانس ) خیلی ندارن . به مهارت ها نگاه میکنن

فرهاد حسن پور در تاریخ 1396/02/22 - 19:21 نوشته:
ببینید آقای رضایی؛ درمورد دانشجو که که یه حرف قدیمی و تکراری رو فرمودید یعنی کسی که به دنبال دانش میره .... دانشجو به کسی اطلاق میشه که میره دنبال دانش یعنی جوینده دانش؛ تا اینجا درست؟ خب حالا این فرد میره دانشگاه و برای خودش استاد اختیار میکنه؟ اینم درست؟ استاد رو اختیار میکنه تا چی بشه ازش علم اندوزی کنه از علم استاد استفاده کنه چراغ راهی نشون بده مسیر بده و دانشجو رو به اون سمت سوق بده؛ با اینم که مشکلی ندارید؟! اما بعضی از اساتید فقط سیلاب دانشجو (دانش + جو) رو از هم جدا می‌کنند و میگن شما خودتون برید دنبال دانش بدون اینکه مسیری مشخص کنند و...؛ بعد همین اساتید میان چیزایی رو درس میدن که دیگه منسخو شده یا رو به انقضا هست! حرف شما در مورد مقایسه‌های دانشجویای اینور و اونور درسته! دانشجو‌های اونو فعالتر و پویا تر از دانشجو‌های اینور هست (اونور منظور کشورهای غربی امریکایی هست).چرا اینطوریه ؟ دلیل داره؛ چون ما از بچگی از دوران ابتدایی یاد میگیریم حفظ کنیم و جواب پس بدیم؛ ولی اونا جدا می‌‌آموزن؛ براشون سوال ایجاد میشه میرن دنبال سوال و... !ولی به ما طوری درس داده میشه که نه سوالی ایجاد بشه و نه رغبتی به دنبال کردنش ایجاد بشه!آقای شما هم مثل من دوران ابتدایی راهنمایی دبیرستان دانشگاه رو گذروندید؛ تو کدوم یکی از این دوران‌ها ما رو به گردش علمی یا بازدید علمی بردن؟!بقول شاعر که می‌فرماید خانه از پای بست ویران است؛ دانشجوهای الان دانش آموزان دیروز بودند!ببخشید زیاد نوشتم :-)
پاسخ احسان:

حرف اگر قدیمی و تکراری باشه غلط هم میشه؟
این واژه ی اختیار کردن استاد به نظرم اشتباهه، برده که قرار نیست بگیریم! من در مورد بعضی استاتید نقد کردم و شما هم اینجا دوباره همون حرف ها رو تکرار کردین اما قرار نیست دانشجو راحت طلبی خودش رو هم گردن کس دیگه ای بندازه. طرف اومده میگه درس خوندم هیچی یاد نگرفتمُ وقتم تلف شد. خب دانشگاه صنعتی، امیرکبیر و... هم بود! چرا رفتی جایی درس خوندی که هیچ اعتباری نداره؟

منُ زیاد گردش علمی بردن اما چون بچه ها و خود من فرهنگ این چیز ها رو نداشتیم گردش علمی تبدیل به یه دورهمی واسه مسخره بازی میشد.

 


فرهاد حسن پور در تاریخ 1396/02/20 - 11:12 نوشته:
سلامدانشگاه سیب زمینی هم نیست چه برسه به موز!دانشگاهای ایران بجز یکی دوتا دانشگاه تاپ ارزش علمی ندارن!یه سری مطالب تئوری مال عهد بوق مطرح میشه و دانشجو هم حفظ میکنه پاس میکنه میره!چین یا اون عظمتش یک دهم ایران دانشگاه و موسسه آموزش عالی داره ولی خروجیشو ببینید چی بیرون میده!دانشگاه‌های ایران هم سیب زمینی با مدرک لیانس و فوق لیسانس و بالاتر میدن!من رشتم مهندسی برقه؛ از روی علاقه‌ای که به کامپیوتر داشتم بدون کلاس و دانشگاه رفتن تونستم برنامه نویسی رو یاد بگیرم و کارهای نسبتا بزرگی باهاش بکنم!امروز با وجود منابع متعدد دیگه میشه گفت دانشگاه کشکه هر کی به هر چی علاقه داشته باشه میتونه با تهیه کتابش و مطالعه و پژوهش در اون حیطه خبره بشه!
پاسخ احسان:

کسی که میره دانشگاه بهش میگن دانشجو، یعنی خودش باید دنبال دانش بگرده.اشتباهشون اینه که فکر میکنن توی دانشگاه کار یاد میگیرن. در مورد کشور های دیگه اطلاعات به خصوصی ندارم که بدونم چطور عمل میکنن. اما توی ایران هم دانشگاه خوب کم نیست، تحصیل توی هر دانشگاهی ارزش نداره.

اگر دانشگاه های ایرانُ با کشور های دیگه مقایسه میکنی خواهش میکنم دانشجو هاشونم باهم مقایسه کن...

اصلا نمیشه دانشگاه رو با منابع متعدد به خصوص منابع داخل اینترنت مقایسه کرد و دو مورد متفاوتن.


احمد در تاریخ 1396/02/19 - 17:28 نوشته:
اگر اینطوره پس خودت چرا هنوز داری درس میخونی؟ به نظرم دانشگاه کف بازاره
پاسخ احسان:

برای دوره کارشناسی ارشد سه بار کنکور دادم و هر بار که میدیدم جای خوبی قبول نشدم ثبت نام نکردم.

توی مسیر دانشگاه(تا تهران) کتاب میخونم. خیلی بیشتر از دانشگاه توی مسیرش یاد میگیرم... .

دانشگاه کف بازار نیست، تجربه کف بازاره.


عضویت در خبرنامه
جهت اطلاع از آخرین فعالیت های من لطفا در خبرنامه عضو شوید